شرح مفصل از جنایات جنگی در یکاولنگ

اشاره: پروژه ی عدالت افغانستان، گزارش نسبتا خوبی درباره ی جنایات انجام شده در افغانستان در سال 2005 منتشر کرد. گرچه در اين گزارش هيچ اشاره ای به جنایات حاد علیه بشریت در زمان شاهان ديکتاتور افغانستان نشده است، اما با اين وجود، جزو معدود گزارش هایی ست که می توان به آن استناد کرد. اين گزارش متاسفانه تاکنون در سطح وسیع در اختيار شهروندان افغانستان قرار نگرفته است. وبلاگ حقوق بشر در افغانستان وکابل پرس قسمت های مختلف اين گزارش را برای یادآوری جنایات انجام شده در افغانستان به مرور نشر می کند.

شرح حال مفصل از جنایات جنگی در یکولنگ در سال 2001
در ماه نوامبر 2000 برابر با عقرب 1379 خلیلی به دره صوف برگشت

در سی دسامبر برابر با جدی 1379 نیروهای جبهه متحد تحت امر خلیلی یکولنگ را گرفت

در هفت جون 2001 برابر با جدی 1379 نیروهای طالبان به فرماندهی ملا داد الله دو باره یکولنگ را گرفت

در 8 الی 10 جون 2001 / جدی 1379 طالبان اولین قتل عام را در یکولنگ انجام داد

در 20 جون 2001 / جدی 1379 نیروهای جبهه متحد طالبان را از یکولنگ اخراج کرد

در 12 فیبروری 2001 / دلو 1379 نیروهای جبهه متحد طالبان را در شیدان شکست داد

در 13 فیبروری 2001/ دلو 1379 نیروهای جبهه متحد بامیان را گرفت و خطوط اول شان در دره فولادی مستقر ساخت

17 فیبروری 2001 / دلو 1379 طالبان دو باره بامیان را گرفت

18 فیبروری 2001 / دلو 1379 طالبان حملات بر شیدان را سازمان دهی کرد

9 مارچ 2001 /18 حوت طالبان دست به تخریب مجسمه بودا در بامیان زد

14 مارچ 2001 /23 حوت دفتر بی بی سی در کابل بسته شد و خبر نگار بی بی سی بنام کیت کلارک اخراج گردید

23 مارچ 2001 / 3 حمل 1380 نیروهای جبهه متحد از دره فولادی به مرکز بامیان حمله ور شد

23 تقریبأ الی 30 مارچ طالبان دره فولادی را قتل عام کرد

30 مارچ 2001 /10 حمل طالبان دستور اخراج غیر نظامیان از دره فولادی را داد

در هفته اول ماه آپریل نظارت گر IDP گزارش مبنی بیجا شده گی دسته جمعی دره فولادی را داد

از 19 آپریل 2001 الی 3 می 2001 جنگ بین خطوط اول در دره فولادی و نیروهای جبهه متحد بر بامیان حمله کردند و طالبان بر شیدان از طریق بامیان حمله کردند. نیروهای شمال از سرخ دره و شیدان دفاع کردند.

در 29 آپریل 2001/ 9 ثور 1380 نیروهای متحد شمال اکملات هوای از میدان موقتی شبرتو بدست آورد

در 4 ماه می 2001/ 14 ثور طالبان میدان هوای شبرتو و شیدان را تصرف نمودند و خانه ها را آتش زدند و قتل عام را در منطقه مرتکب شدند

در 5 می 2001/ 15 ثور 1380 طالبان طرف نیک پیشروی کرد و نیروهای متحد شمال از فولادی شکست خوردند. و طالبان بر داگا حمله کردند و متحد شمال بطرف کیلگان عقب نشینی کردند.

در 5 می 2001/ 15 ثور 1380 نیروهای دوستم زاری را تصرف کرد

در 9 می 2001 19 ثور 1380 عبدالرزاق وزیر داخله درطالبان در یکولنگ دیده شد.

در 12 می 2001/ 22 ثور 1380 دوستم از زاری عقب نشینی کرد.

در 30 می 2001/ طالبان اعلان کرد که 1000نفر را در یکولنگ مستقر کرده است.

در 4 جون 2001/14 جوزا نیروهای شمال قوماندان طالبان بنام جهاد یار را در محاصره کردند و نیک را تصرف کردند.

در 6 جون 2001/ 16 جوزا نیروهای هوای طالبان یکولنگ را بمباران کرد و بمب ها به مرکز ولسوالی در شفاخانه و دفتر موسسه آکسفام و بازار اصابت کردند.

در 8 جون 2001/ 18 جوزا نیروهای طالبان تحت امر ملا داد الله از بامیان حرکت کردند.

در 9 جون 2001/ 19 جوزا نیروهای طالبان تحت قومانده داد الله نیروهای اتحاد شمال را در فیروز بهار شکست داد و بر کوه کینک حمله کردند.

در 10 جون 2001/ 20 جوزا طالبان تحت امر ملا داد الله برای بار سوم یکولنگ را تصرف کردند. و در 20 جوزا طالبان بازار کهنه یکولنگ را در دادند و ملا در از طریق رادیو شریعت اعلان کرد که امنیت در یکولنگ تأمین گردیده است.

در 15 جون 2001/ 25 جوزا نیروهای متحد شمال دو باره یکولنگ را تا مرز بین یکولنگ و بامیان تصرف کرد و در 25 جوزا طالبان شیدان و شبرتو را به آتش کشید. و بعد از عقب رانده شدند قتل عام را مر تکب شدند و ملا داد الله یکولنگ را میدان زون جنگ اعلان کرد و دیگر ولسوالی نیست و این گزارش از صدای رادیو شریعت به نشر رسیده بود.

در 22 جولای 2001/ 30 سرطان 1380 طالبان تحت امر ملا زوی بر منطقه کوه کنک حمله کرده و منطقه را به آتش کشیدند.

در 11 نوامبر 2001/ عقرب 1380 نیروهای متحد شمال مکررأ بامیان تصرف کردند و طالبان کنار زدند.

دوران شرکت قوماندانان ارشد طالبان در یکولنگ
ملا شهزاده (قوماندان نیروهای خطوط اول)

او قوماندان عمومی عملیاتی طالبان برای تصرف مجدد یکولنگ و متعاقبأ در قتل عام از 7 الی 10 جون 2001 شرکت داشت.

عبدالستار (قوماندان خط اول)

در تسخیر مجدد یکولنگ و قتل عام از 7 الی 10 جون 2001 شرکت داشت.

بتاریخ 11 الی 12 جون 2001 به عوض ملا شهزاده در یکولنگ تعیین گردید.

ملا عبدالرزاق (وزیر داخله)

در 4 ماه می و 4 ماه جون در عملیات یکولنگ شرکت داشت.

جهاد یار (قوماندان خط اول)

در ماه مارچ و آپریل در بامیان بود.

در 4 می و 4 جون عملیات یکولنگ را رهبری کرد.

ملا داد الله (قوماندان خط اول)

در 8 و 19 ماه جون 2001 عملیات یکولنگ و بامیان را رهبری کرد.

ملا فاضل (لوی درستیز قوای مسلح)

مسئوولیت استراتژی از اول الی آخر بعهده داشت و گاه گاهی از عملیات ها دیده میشد.

قاری احمد الله (رئیس استخبارات)

مسئوولیت وظایف استخباراتی را در تمام مدت به عهده داشت. مکررأ در جریان عملیات های عمده دیده شده است.

اظهارات شاهدان عینی از عملیات آتش سوزی
شاهدان بیان کردند که چگونه طالبان خانه ها و زیر بنا ها را در محل به آتش کشیدند.

A یک باشنده قول دولق چنین بیان کرد:

من یک دوکاندار در بازار کهنه هستم. در اول که طالبان یکولنگ را گرفتند آنها مردم بی گناه و بی دفاع را به قتل رساندند. و زمانیکه حزب وحدت شهر را گرفتند مردم به دوکانهای شان بر گشتند. و زمانیکه طالبان کنترول یکولنگ را در دست داشتند مردم بخاطر ظلم و بی رحمی شان از آنها نفر داشتند. در 19 جوزای 1380 برابر با 9 جون 2001 من یک مقدار سودا که شامل تکه و بوت بود از ولسوالی پنجاب آورده بودم و ساعت ده و نیم بجه صبح بدوکانم واقع در بازار کهنه رسیدم و مصروف چیدن اجناسم بودم و این زمانی بود که جنگ شدید در فیروز بهار جریان داشت. در ساعت 11 بجه صبح طالبان خط اول حزب وحدت را در هم شکست و در آن موقع هیچ مجالی برایم میسر نبود تا الاغهایم را به خانه ام ببرم و مجبور شدم 4 الاغم را در بازار رها کردم. و خودم به عقب کوه کته خانه فرار کردم. و حادثه را از مخفی گاه با چشمانم میتوانستم مشاهده کنم. دیدم که طالبان با 75 عراده موتر داتسن، 4 عراده موتر زیو و 8 هشت کارماز رسیدند و داخل بازار شدند. بعد از چند دقیقه مکث بخاطر اطمنان امنیت شان تمام اموال دوکانها را به موتر هایشان بار کردند و بعد پترول به دوکانها ریختاندند و آتش زدند. تمام شهر نو را در ساعت 4 ظهر به آتش کشیدند و تمام اجناس دوکانهای بازار کهنه را به موتر هایشان بار کردند. و تا ساعت 9 شب هنگامی که به خانه ام میرفتم تمام قضایا را مشاهده میکردم.

شاهد دیگر بنام T گفت:

در آخرین حمله در ماه جوزای همین سال زمانیکه طالبان شهر را گرفتند کل مردم از شهر فرار کرده به کوهها مخفی شدند. ما از کوهها میدیدیم که طالبان دره علی را در روز اول به آتش کشیدند و روز دوم فیروز بهار را به آتش کشیدند و روز سوم سرقل و روز چهارم بید مشکین و در روز پنجم سرکینک را به آتش کشیدند. و من تمام واقعات با چشمانم دیدم.

S یک باشنده کته خانه چنین بیان کرد:

دو روز قبل از آخرین جنگ زمانیکه خلیلی کنترول نیک را در دست داشت من بازار رفتم و دیدم که چند تا دوکان محدود توسط بمب تخریب شده بودند. اکثر دوکانها دروازه نداشتند و اجناس دوکانها بروی سرک هرطرف افتاده بودند. و خانه های اطراف دوکانها دست نخورده بودند و بعد من به شیدق رفتم. روز بعد شنیدم که طالبان آماده حمله بر نیک هستند و صدای فیر تا چاشت شنیدم میشد. و تمام این مدت را من در شیدق بودم. روز بعدی میخواستم به مرکز نیک بروم تا بیبینم که چه صورت گرفته است و من مرکز شهر را از بالای تپه مشاهده کردم که دود از مرکز نیک و بازار اطراف آن بلند بود. از وقتیکه من وضعیت را چنین دیدم با یک پسرم که با من بود فرار کردیم. ما دیدیم که طالبان با موتر هایشان در مرکز نیک و بازار بالا و پایین میرفتند. ازاین وضعیت من فهمیدم که نیروهای خلیلی فرار کرده اند و طالبان مرکز نیک گرفته است و آنقدر مطمئین نبودم که در منطقه بمانم. از جایی که ایستاده بودیم من خانه ام را در کته خانه دیده نتوانستیم. و همچنان دود بطور قابل ملاحظه از دره علی و سرقل بلند بود.

A یک باشنده دره سرخ چنین گفت:

در جریان جنگ همین سال من شاهد هستم که مرکز نیک را گرفته بود و کنترول داشت. طالبان یک تعداد مردم را اسیر گرفته بودند و بعضی شان را بقتل رساندند. شهر و خانه های مردم سوختانده شده بودند. نیروهای جبهه متحد قریه جات را در کنترول داشت. قفل خانه های مردم شکستانده شده بودند. زمانیکه طالبان خانه ها را آتش میزدند من در کوه عقب قریه دره سرخ بودم. آنها از دو نقطه به آتش زدن خانه ها شروع کردند. اول از لاره، دهن کنک و تاجکان شروع کردند و روز بعد از قرغان، زارین و سر کنک شروع کردند. آنها از این منطقه برگشتند زیرا نیروهای مخالف در چهارده و بعض کوهها موجود بودند. 25 موتر طالبها به زارین و 15 موترشان به غندی سنگ رفتند. مردم یکولنگ در طول همین مدت در کوهها بودند. روزیکه جنگ در فیروز بهار جریان داشت من در کوه عقب سر پرچوبک بودم و تمام حادثات را تا شکست نیروهای جبهه متحد و داخل شدن طالبان به شهر به چشم میدیدم. در قدم اول آنها شهر نو را در دادند.

محمد Z از کنر شاه و دره علی زمانیکه ایستاده بوده و طالبان در گرماگرم تخریب شهر نو بودند چنین بیان کرده است:

من درکوتل سیا نو مرز بین پنجاب و یکولنگ بودم. و ساعتهای 11 بجه صبح بود که دود از مرکز یکولنگ بلند شد. و منطقه ای که من بودم چهار ساعت دور از مرکز نیک فاصله داشت. ما در محل مرتفع بودیم و دود خوب مشاهده میشد. ولی فرق نمی توانستیم که آیا دود از بازار است و یا خانه های مسکونی. روز بعدی یک نفر از بازار آمد و گفت که طالبان بازار را در داده است. به آتش کشیدند دره علی از قریه مندیک شروع شد و تا سبز جوی ادامه یافت و در بین همین دو نقطه به تعداد 600 خانه همراه فاملین شان به شمول مکاتب، دفاتر و مساجد و هرچیزی به آتش کشیده شدند. در جریان آتش زدن آنها مردم تهدید و بالای شان فیر میکردند. حتی آنها ساکنین قریه را در کوهها با سلاح ثقیله و تانک میزدند. و تا فعلا شما میتوانید که علامات سلاح ثقیله طالبان را در منازل مسکونی و مزارع مردم مشاهده کنید اگرچه همه مردم غیر نظامی بودند. ما به هیچ گروه نظامی همکاری نداشتیم و با کار و غریبی خود مصروف بودیم.

——————————————————————————–

ویرانی ها و جنایات مختلف در یکاولنگ

بعد از عقب نشینی از یکولنگ نیروهای ملا داد الله بطرف غرب بامیان حرکت کردند. و آنها در تخریب قریه جات شیدان، قرغنتو و شیبرتو مبادرت ورزیدند. این تخریبات با وجود این واقعیت که آنجا برای یک ماه خالی از سکنه بود صورت گرفت. بعد از چند روز در محل نیروهای اصلی به بامیان برگشتند. طالبان نیروهای حمله و پیشروی را در شیدان جای که آنها گزمه بیشتر و تدارکات نظامی را انجام میداد مستقر کردند. ویرانی طالبان که در قلمرو شان بین شیدان و نیک نشان گر آنست که آنها در ماه جون تصمیم گرفتند که استراتژی عمدی از سوخته گی زمین باعث گردید که هشت کیلومتر قلمرو طالبان خالی از سکنه گردد.

شنبه 17 آوريل

————————————–

ادامه ی جنایات طالبان در یکاولنگ

چهار پیره دار 18 نفر اسیر را به جرپایین بردند و احتمالا به همین تعداد نفر اسیر را گروپ دیگر نیز برده بودند. و دسته قاتلین مردم پشتون محل مسلح به یک پیکا و سه کلاشینکوف بودند. آنها بروی اسیران آتش کشوده همه را با گلوله بستند تا اینکه تمام شان به زمین افتادند و ظاهرا کشته شدند. یک نفر از این دسته قاتلین کشته شده ها را تفتیش کرد و در زبان پشتو گفت که تمام این هزاره های کافر مرده است و بعد از آن آنها بر موتر سوار شده رفتند.

چهار شنبه 7 آوريل 2010

——————————————————————————–

جنایات طالبان در دره علی

تیرباران مردان اسیر در دره علی یکی از چهار نقطه کلیدی قتل عام ها محسوب میگردد. در قدم اول نیروهای تلاشی طالبان به دره علی تقریبآ در ساعت 10 بجه 8 جنوری رسیدند. آنها مجهز با شش عراده موتر تویوتا داتسن که (توسط شاهدان در منطقه جمک ساعت 10 بجه دیده شده است) و متعاقبآ در دزدی اسپهای محل وبخاطر تلاشی خانه های جوارسرک اقدام نمودند. قوماندانان کلیدی در تلاشی دره علی قوماندان منگل که از پشتون های بامیان بود که بعدآ با طالبان پیوست و در بین مردم شناخته شده است و دیگرش ملا غفار بودند. نیروهای که آمده بودند شامل پشتون های بغلان مربوط ملا عبدالباقی طالقانی که در2001 در تخار کشته شد برعلاوه بعض تاجک ها. طالبان در مرکز قالین بافی CCA در دره علی قرارگاه گرفت و در جریان روز در اطراف آن محل بخاطر چای نوشیدن و چور و چپاول میرفتند.

چهار شنبه 24 مارس 2010

——————————————————————————–

قتل عام در یکاولنگ

شواهد نشان میدهد که نیروهای خارجی با طالبان در حملات ضربتی و قتل عام ها نقش برجسته را ایفا کرده اند. نیروهای خارجی بطور مخلوط با نیروهای طالبان عملیات را اجرا کردند که شاهدان پشتون های قندهاری را شناسایی کرده اند. اگر چه نیروهای خارجی عامل اصلی کشتار نبودند. نجات یافته گان گروپ قاتلین را بطور عموم شناسایی کردند که آنها پشتون های افغان بودند که بیشتر به قتل عام مبادرت میورزیدند. طالبان از ملیشه های خارجی در قتل ها، اسیر گرفتن مردم از قریه جات، و محل باز رسی اسیران استفاده میکردند. ولی آنها افغان های پشتون را برای کشتن می گماشتند.

چهار شنبه 17 مارس 2010

——————————————————————————–

قتل عام رباتک

اجساد در روی زمین با روی شان خوابیده بودند و دستهایشان تمامأ در عقب شان بسته بودند. زخمهای مرمی از پشت دیده و تشخیص داده نمیشد لکن خون در روی زمین زیر سینه هایشان دیده میشد. من اجسادی را دیدم که 4 روز قبل کشته شده بودند. اجساد شان نه پندیده بودند ولی خون واضحآ از سینه های شان سرازیر شده بودند ولی من فهمیدم که از پشت سر فیر صورت گرفته است زیرا در دیگر قسمت های بدنشان علامت زخم دیده نمیشدند و در دریای خون که از سینه هایشان خارج شده بود شناور بودند.

دو شنبه 15 مارس 2010

——————————————————————————–

جنگ و کشتار در شمالی

تمام حملات طالبان در شمالی بعد از تازه ترین پیشروی در 1996 توأم با جنایات گسترده علیه مردم غیرنظامی صورت گرفت. دوسیه پروژه عدالت افغانستان بر تعداد حادثات مشخص و نادر در ساحات ولسوالی های خطوط اول مثل بگرامی، کلکان، قره باغ و میر بچه کوت بخاطریکه گواهی های مفصل در از این جاها بدست دارد و بخاطریکه قربانیان این محلات شناسای شده است تأکید میورزد.

پنج شنبه 11 مارس 2010

——————————————————————————–

قتل عام در ولايت سرپل

طالبان بلند رتبه ای که مستقیماً در پنج قتل عام دست داشتند عبارتند از: ملا عبدالمنان حنفی، قوماندان خط اول، امین الله امین، معاون وی، ملا عبدالستار لنگ، یک قوماندان ارشد، ملا ولی جان، یک والی و قوماندان ساحوی. قوماندان های ارشد طالبان توسط تعدادی از قوماندان های محلی وابسته به طالبان که آگاهی کامل از قتل عام ها و مرتکبین آن داشتند، در عملیات کمک می شدند به عنوان مثال در دستگیریهای دسته جمعی و در کشتار غیر نظامیان همکاری داشتند.

يكشنبه 7 مارس 2010

——————————————————————————–

قتل عام در مزار شریف

تقريباً بلافاصله بعد از اينكه طالبان كنترل شهر را گرفتند، والي جديد طالبان بنام ملا منان نيازي خطبه هايي را در تمام مساجد شهر ايراد كرده و تهديد به خشونت عليه هزاره ها به انتقام كشتار زندانيان طالب در سال 1997 نموده و به آنها اخطار داده كه بايد به مذهب سني حنفي روي آورده و يا شهر را ترك كرده و يا با پيامدهاي آن مواجه شوند و هر كسي كه از هزاره ها حمايت كند را تهديد به مجازات كرد. طبق گزارش در يك سخنراني ديگر وي بيان داشت: «هزاره ها مسلمان نيستند. آنها كافر هستند. هزاره ها نيروهاي ما را اينجا كشتند و اكنون ما بايد هزاره ها را بكشيم.»

پنج شنبه 4 مارس 2010

——————————————————————————–

جنایات گروه طالبان

هسته رهبری طالبان بیست و دو عضو شورایی داشت که عمر رهبرشان بود. طالبان ساختارهای نظامی و مدنی خود را به خوبی گسترش داده بودند و ساختار آشکار کنترل و فرماندهی داشتند./ در حالیکه جنگ برای به دست گیری دیگر مناطق کشور ادامه داشت، طالبان در کابل اداره بسیار ظالمانه برپایه دستگاه استخباراتیش ایجاد کردند. سازمان اصلی توسط قاری احمدالله اداره می شد که خارج دفتر سابق خاد در صدارت عمل می کرد. در اکتبر 1997 رهبر طالبان، ملا عمر، نام دولت اسلامی افغانستان را به امارت اسلامی افغانستان مبدل کرد.

چهار شنبه 24 فوريه 2010

——————————————————————————–

جنایات دیگر شورای نظار، گروه اسلامی حکمتیار، گروه وحدت، اتحاد اسلامی و جنبش اسلامی

کابل سالهای 1992 الی 1996

جمعه 19 فوريه 2010

——————————————————————————–

جنایات گروه وحدت و جنبش اسلامی

دور جدید انتقام گیریها در کابل در سالهای 1992 الی 1995 انجام شد. در مزار شریف، خشونت های فرقه ای بعداً آغاز شده اما زیاد طول کشید تا دوره قتل عام های مهم در سال 1997-1998 و بعد از آن. غیر نظامیان هزاره در میان قربانیان این دوره از خشونت ها بودند. اما قوماندان های جنایتکار حزب وحدت آشکارا در ارتکاب جنایاتها و خشونت ها شرکت داشته و به این اعمال ادامه می دادند.

جمعه 19 فوريه 2010

——————————————————————————–

قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993

وزیر دفاع وقوماندان اعلی دولت اسلامی در آن زمان در عملیات افشار احمد شاه مسعود بود. وی تمام مسوولیت برنامه ریزی و دستور دهی عملیات های نظامی را داشته است. وی مستقیماً قطعات جمعیت اسلامی و به طور غیر مستقیم قطعه اتحاد اسلامی را کنترل می کرد.

پنج شنبه 11 فوريه 2010

——————————————————————————–

بمباران کابل و ادامه جنایات جنگی

گرچه راکت باران کابل توسط حزب اسلامی به طور عموم کورکورانه بود، سه دسته هدف که قوماندان های حزب اسلامی علیه آن بمباردمانهای خودشان را رهبری میکردند، وجود داشت. بیشتر این اهداف در داخل و یا اطراف مناطق غیر نظامی موقعیت داشت.

دو شنبه 8 فوريه 2010

——————————————————————————–

جنایات در رژيم برهان الدین ربانی

شورای نظار بر کوه آسمای، (کوه تلویزیون) با پوسته رادیو تلویزیون، کوه رادار به معنی اینکه رهبران هدایت میداد تا راکت ها و بمب ها در کجا می افتد کنترول داشت. طبق اظهارات قوماندان کندک پوسته عمومأ در مدت سه ماه در سه ماه تحت فرمان گل حیدر بعضی اوقات توسط با به جان اکمالات و تبادله نیرو میشد.

شنبه 6 فوريه 2010

——————————————————————————–

جنایات شبه نظامیان و گروه نظامی حکمتیار و خالص در زمان نجیب الله

عقب نشینی روسها و زمان پس از آن/ آویزان کردن زندانی ها از دست شان در یک جوره حلقه آهنی که در سقف اطاق بود، لت وکوب اکثراً توسط چوب چماق، شوک برقی، محروم نمودن از غذا و خواب، محبوس کردن در اطاق یا کوته قلفی کـردن، سوء استفاده جنسی، شکنجه روانی، بود. مدت و زمان اساسی شکنجه از طرف شب بود.

جمعه 5 فوريه 2010

——————————————————————————–

جنایات در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، کارمل و نجیب الله

از جنوری 1980 الی فبروری 1989 / حسام رئیس استخبارات نظامی بود و کار مدیریتی را انجام می داد و فرمان صادر میکرد. عبدالله فقیرزاده معاون اپراتیفی بود و فرمان ها را اجرا می کرد و عملاً پروگرام دستگیری و شکنجه آنها را هدایت می کرد. وی بسیار ظالم بود. وی به مار کبرا مشهور بود. بعد از این وظیفه وی والی قندوز شد.

چهار شنبه 3 فوريه 2010

——————————————————————————–

جنایات حکومت های وابسته به شوروی

نقض حقوق بشر بین المللی و قوانین انسانی در سال 1978 الی 1992 / علیرغم شرارت زیاد و جنایات بی شمار، این دوره کمترین اسناد جنگ را دارا می باشد. افغانستان از بیشتر قسمتهای جهان مجزا بوده و خبرنگاران خارجی کمی به این کشور دسترسی داشته اند، و اخبار حادثاتی که خارج از کابل به وقوع پیوسته به آهستگی در خارج از کشور جعل می شد. در نتیجه، بیشترین اطلاعات همراه پناهندگان که شروع به گریختن از کشور نموده بودند، انتقال یافت. آن عده که توانایی داشتند به اروپا، آمریکا و یا دیگر کشور ها گریختند و هزاران نفر دیگر در پاکستان و ایران مسکن گزیدند./ پروژه ی عدالت افغانستان

دو شنبه 1 فوريه 2010

سپاس از دوست گرامی کامران میر هزار مسوول سایت کابل پرس

Advertisements

4 نظر برای “شرح مفصل از جنایات جنگی در یکاولنگ


  1. پايگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(مدظله العالی)

    http://mohaqeq.org

    بخش فارسی
    http://mohaqeq.org/fa/

    ارسال سؤال و استفتاءات فقهی، اعتقادی ، مذهبی و…

    http://www.mohaqeq.org/fa/question/eform

    مطالعه استفتاءات (مدرسه احکام)

    http://www.mohaqeq.org/fa/question/first.html

    پشتیبانی:
    info@mohaqeqkaboli.org

    دوست داشتن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s