بی سرنوشتی کودکان افغان، از افغانستان تا سویدن

مسلما کارکرد یک جامعه به روی دیدگاه جوانان نسبت به دین تاثیر بسیار به سزایی دارد که با انکار آن هم پایه های اعتقادی جوانان و دیدگاه شان نبست به مقوله دین تغییر میکند و هم روی کار کرد جامعه تاثیر خواهد گذاشت، و اگر این یک جامعه مذهبی باشد و دولت با شاخص های مذهبی بر مردم حکومت کند، ناکارامدی دولت باعث دین گریزی جامعه میشود چه بسا که اولین نیازهای نسل جوان که باید در سطح جامعه پاسخ داده شود، آزادی عقیده و انتخاب است و اگر یک جامعه اسلامی باشد، پذیرش محدودیت در آزادی عقیده بشرطی آسان تر خواهد بود که عملکرد دولت مربوطه خود اولا کاملا بر اساس نرم های اسلامی باشد و ثانیا دولت در تامین سایر نیازهای پایه همچون اشتغال و امنیت موفق باشند. در غیر اینصورت، دید ناامید نسبت به عملکرد یک دولت حتی شیوه حکومت داری را نشانه گرفته و آن را ناکارآمد میداند.3927

افغانستان کشوری است که با اینکه یکی از کامل ترین قوانین اساسی جهان را دارد، متاسفانه سیستم قضایی بر اساس شریعت اسلامی اداره میشود، اشکال بزرگ بر این سیستم این است که منبع اصلی قضاوت بر اساس شریعت اسلامی کاملا مشخص نیست، و این خود باعث اختلاف نظر بین قضات در حکومت داری میشود و یکی از منابع رشد فساد اداری در سیستم قضایی، متغییر بودن احکام است که میتواند در شرایط مختلف بر افراد مختلف به صورت متفاوت تطبیق شود.

طی سالها جنگ های داخلی سیستم حکومت داری به شدت اسیب دیده و دولت در هیچ زمینه ای عملکرد مستقل ندارد و وابسته به کمک های خارجی است. تامین امنیت یکی از مهمترین مسایل روزمره برای تک تک افراد جامعه است. در شرایط امروزی وضعیت داخلی به حدی شکننده است که حتی سرمایه داران و سیاست مداران نیز نمیتوانند امنیت خود را فراهم کنند. این درحالیست که بیشترین ضرر این وضعیت ناامن شامل حال افراد عادی جامعه به خصوص جوانان میشود.

با نگاهی گذرا به وضعیت بحرانی کشور در سالهای اخیر می بینم که جوانان نور امیدی که با رفتن طالبان در دل برای رشد و پیشرفت و استقلال افغانستان داشتند از دست داده اند، سرمایه گزاری مالی و انرژی جوانان به حد صفر رسیده و این باعث سرگشتی فراگیر بین جوانان این کشور چه در داخل و چه در خارج شده است.

اما دین گریزی پدیده ای است که میتواند معیاری باشد نسبت به عملکرد جامعه اسلامی چون افغانستان، به نستبی که جوانان از اینده کشور نا امید باشند، از نحوه حکومت داری اسلامی روی گردانند، نا امنی و درگیری های سیاسی بین حکومت اسلامی و مخالفین آن یعنی طالبان که خود را مسلمان میدانند، سوال بزرگ در اندیشه جوانان متفکر ایجاد میکند که اشکال باید از ناکارامدی دین باشد.

با فراگیر شدن این اندیشه، مهاجرت به سمت اروپا برای جستجوی یک مدینه فاضله که در آن برادران ناراضی مسلمان یکدیگر کشی نکنند و جوانان بتوانند با تحمل شرایط سخت و بی خانمانی در مهاجرت حداقل امنیت را داشته باشند، شدت گرفته است. روانه کردن کودکان تنهای مهاجر به سمت اروپا و تحمل سختی های راه در حد غرق شدن در دریا و تیراندازی در مرز ایران و ترکیه نشان دهنده سطح بالای ناامیدی جوان از داشتن اینده در افغانستان است.

علی مشهور به علی آتیست، کودک مهاجر تنهایی است که از یک خانواده فقیر و معمولی از شهر کابل به سویدن مهاجر شده است، طی سه سالی که علی در سویدن زندگی میکند، وضعیت زندگی فامیلی اش در افغانستان به شدت تغییر کرده است . او برادر خود را در تاریخ ۲۰ اکتبر ۲۰۱۷ در حمله انتحاری نیروهای داعش که در ماه محرم در مسجد امام زمان در منطقه هزاره نشین شد و حدود ۳۹ نفر نفر کشته و۴۵  زخمی داشت از دست داده است. و تقریبا سه ماه بعد از آن در تاریخ  ۲۴ جنوری سال ۲۰۱۸ بقیه اعضای خانواده اش زمانی که بطور قاچاق بسمت پاکستان برای فرار از ازدست دادن جان خود افغانستان را سمت سازمان ملل ترک میگفتند، در یک حمله انتحاری داعش به سازمان حمایت از کودکان از دست داده است.

علی میگوید: آنجا کشور اسلامی است، میگویند اسلام دین صلح است ولی برای من چنین تجربه ای نبوده است. بردار من در مسجد شهید شده است و خانواده ام هیچ گناهی نداشته اند که انتحار شده اند، بنظر من دین بیشتر یک پروژه سیاسی است برای اینکه دشمنان افغانستان آرامی در کشور را نمیخواهند، من یک خداناباور هستم که با گذشت سه سال در کشور سویدن خود را عضوی از این جامعه میبینم، هم من در مقابل هرگونه وضعیت سویدن بعنوان یک شهروند مسول میدانم و هم از کشور سویدن توقع دارم چنین دیدی را نسبت به من داشته باشد. اگر به افغانستان برگردم، به کوچکترین بهانه مثلا تتوی روی بدنم بعنوان نشانه ای بر خداناباور بودنم همچون فرخنده لب سرک به اتش کشیده خواهم شد، من سویدن را دوست دارم چون اینجا امنیت دارم، کسی به اعتقاداتم کاری ندارد و من میتوانم به راحتی نفرتم از دینی که جز آتش و خون در کشورم نداشته است بیان کنم. هدف من از اینکار از بین بردن تعصبات دینی در افغانستان است چرا که اگر مردم ما تعصب دینی نداشته باشند، حکومتی که بر اساس معیارهای اسلامی بنا شده است تغییر خواهد کرد.

اخیرا محمد اشرف غنی ریس جمهور افغانستان اعلام کرده است که دولت مسولیت جان جوانانی را که از اروپا برگشت میخورند را نمیتواند به عهده بگیرد. این درحالیست که چند سال قبل محمد اشرف غنی در یک سفر دوره ای به چند کشور اروپایی در ملاقات با سران این کشورها اعلام کرده بود در مقابل پرداخت پول میتواند پذیرای بازگشت جوانان افغان بوده و برای آنها زمینه کاری فراهم کند. اما پس از آن چندین حمله انتحاری بزرگ در افغانستان اتفاق افتاد و طی آن جان مردم عاری و حتی مشهورترین سیاستمداران مخالف طالبان گرفته شد. دولت افغانستان از ناکارامدی خود آگاه است و به همین دلیل در پی صلح با طالبان برامده است، اما صلح با طالبان برای شهروندان کشور به معنای شریک کردن دشمن در دسترخوان ملتی است که چه در شرایط صلح و چه در شرایط جنگ قربانی طالبان هدف های غیرانسانی انها بوده است. از سوی دیگر با وضعیت وخیمی که فعلا در افغانستان وجود دارد، حامیان حقوق بشر بازگشت اجباری مهاجران به افغانستان را کاری کاملا اشتباه میخوانند خواستار پایان اخراج اجباری آنها از کشورهای اروپایی شده اند. لیزا شوستر، جامعه شناس در دانشگاه سیتی لندن که تحقیقاتی را در مورد “اثرات و درک مهاجرت» در کابل انجام داده، در مورد مشکلات مهاجران بازگشته از اروپا می گوید: «نمی توان تصورکرد که امنیت جانی بازگشت کنندگان در کابل تامین می‌گرد”

2 نظر برای “بی سرنوشتی کودکان افغان، از افغانستان تا سویدن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.